حرف نویی برای گفتن

به هیاتی رفته بودم به گفته دوستان با لباسی مبدل ، ( یعنی زیست دوم _ آن هم به دلایلی ، از جمله نقد برون از درون ) سخنران آمد برای سخنرانی و با خطابه ای آغاز کرد . سخنرانی ای برای نسل جوانی که آینده ساز است و بارها  داستان غدیر را از رسانه های اطرافش و از بدو تولدش شنیده است ، شبهات غدیر را شنیده است و پاسخ آن را بارها مرور کرده است .

 

سخنران عزیز با همتی فراوان و نواوری که کردیده بود و خدای نکرده نمی خواهم شکی در اخلاص او داشته باشم ، سعی داشت وقتی می خواهد داستان غدیر رو بازگو کنه  آیات مربوط به این داستان رو با تلاوت آهنگین بیان دارد و چون خوش صوت بود طراوتی به منبر او داده بود ولی کاش …

آیا غدیر حرفی برای هر نسلی ندارد ، آیا غدیر نمی خواهد قاعده ای را به من بدهد که تا ابد مرا نسبت به تمام ظلمت های نهفته در طول تاریخ بیمه کند . آیا در غدیر قاعده ای بیان نشده است که من نیز گوساله پرست سامری نشوم .

در غدیر چه حرفی از سوی پیامبر و خدای او باقی مانده است که رفته ها باید برگردند و نرسیده ها باید برسند که تندی وکندی بدون شیندن آن پیام بیچارگی است . کاروانی که رفته است باید برگردد تا ولی خودش را بشناسد و صرف رسیدن آن خبر برای او فایده ای ندارد و باید در برکه غدیر خم خودش را به دریای حیات ولایت پیوند بزند .

چه سری در این است که باید مسیر رفته بدون ولایت را برگردی و صرف شنیدن داستان غدیر برای رفتگان و نرسیدگان کفایت نمی کند .

غدیر قبل از ورود ولایت به آن برکه ای بود ولیکن پس از جاری شدن ولایت درآن دریایی شد که تا ابد تشنگان هدایت می توانند این دریای متصل به ولایت سیراب شوند .

کاش کسانی بودند که برای این نسل از قاعده های ابدی غدیر می گفتند ، آثار ابدی غدیر را در جلوی دیدگان این نسل می گفتند تا کسی پیدا نشود و نگوید که شما چقدر تعصب دارید که اصرار بر برگزاری سالیانه این اعیاد دارید .

آثار پذیرش ولایت چیست ؟ ولایت از ما چه می خواهد و ما از ولی چه باید بخواهیم ؟ مقدمات رسیدن به ولایت چیست که باید پیامبر این همه از ایشان در گرمای ۱۸ ذی الحجه و خستگی راه اقرار بگیرد تا مقدمات آن منجر به نتیجه ای شود ؟

من شیعه هستم و پذیرفته ام که ولی ، علی است ولی چه سودی عاید من می شود بعد از این همه انحراف افتاده در آن ؟ آیا این دریای ولایت نیز به این الودگی ها افتاده است ؟ چرا غدیر می شود نقطه عطف تاریخ هویت شیعه ؟ مرا به ولایت دراین دورانی که عقل (علم تکرار بین)هسته اتم را نیز شکافته است چه نیاز به آن ؟آیا غدیر محل اتصال و بعدش محل انفصال نیست ؟

دلم برای حرف جدید از دین تنگ شده است ؟ به راستی دین دارای حرفهای نگفته است و کسی را یارای آن نیست که حرفهای دین را برایم بیان کند

دوستی حرف قشنگی می زد می گفت فلانی که چندین دهه از انقلاب است که می گذرد و هنوز برنامه اش مخاطبین خاص خود را دارد و هنوز حرف برای گفتن دارد . گفت علت این را می دانی چیست ؟ علتش اتصال به قرآن است و…

کاش ما هم وصل بودیم به این همه متون جامانده در طول تاریخ .

 

همچنین ببینید

«خانه خوبمان»

لوگوی جدید «خانه خوبمان» در بستر فضای مجازی

لوگوی جدید «خانه خوبمان» در بستر فضای مجازی

۲ نظر

  1. شما حرف های نو از دین بزنید که ما هم خسته شدیم از حرف های تکراری
    تا ما هم حرف جدیدی داشته باشیم برای شاگردامون

  2. سخن نو آر که نو را حلاوتی دگر است….
    شما حرف تازه بزنید
    حین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.