صلاحیت در ازدواج

صلاحیت برای ازدواج، مقدمه ورود به امر ازدواج است. 

مقدمه
امروزه مسئله ازدواج آنقدر میان آداب و رسوم غلط و حتی خرافات پیچیده شده که به صورت یک جاده صعب العبور را غیر قابل عبور برای جوانان در آمده است، ولی قطع نظر از این پیرایه ها، ازدواج یک حکم فطری و هماهنگ با قانون آفرینش است که انسان برای بقای نسل و آرامش جسم و روح و حل مشکلات زندگی احتیاج به ازدواج دارد.

ترغیب به ازدواج آسان

یکی از مهمترین راههای مبارزه با فحشا ازدواج آسان و بی ریا و بی تکلف است. در واقع برای بچه شدن بساط گناه باید از طریق اشباع صحیح و مشروع غرایز وارد شد و به تعبیر دیگر هیچ گونه (مبارزه منفی) بدون (مبارزه مثبت) موثر نخواهد افتاد لذا در نخستین آیه مورد بحث می فرماید (مردان و زنان بی همسر را همسر دهید) همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را (وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ) تعبیر «انکحوا» (آنها را همسر دهید) با اینکه ازدواج یک امر اختیاری و بسته به میل طرفین است، مفهومش این است که مقدمات ازدواج آنها را فراهم سازید، پیدا کردن همسر مناسب، تشویق به مسئله ازدواج و بالاخره پادرمیانی برای حل مشکلاتی که معمولاً در این موارد بدون وساطت دیگران انجام پذیر نیست، خلاصه مفهوم آیه به قدری وسیع است که هرگونه قدمی و سخنی و درمی در این راه را شامل می شود.[۱]

ثم أمر سبحانه لعباده بالنکاح و أغناهم عن السفاح فقال: (أَنْکِحُوا الْأَیامی‏ مِنْکُمْ) و معناه زوجوا ایها المؤمنون من لا زوج له من أحرار رجالکم و نسائکم و هذا أمر ندب و استحباب و قد صح عن النبی (صلی الله علیه و آله): کان له بکل خطوه خطاها، او بکل کلمه تکلم بها فی ذلک، عمل سنه قیام لیلها و صیام نهارها.[۲]
هر گامی که انسان در این راه بردارد و هر کلمه‌ای بگوید ثواب یک سال عبادت در نامه عمل او می نویسند.

اهمیت آن مسئله تا به آن پایه است که در حدیثی از امیرالمومنین علی ( علیه السلام) می خوانیم: افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فی نکاح حتی یجمع الله بینهما؛ بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر برای امر ازدواج میانجیگری کنی تا این امر به سامان برسد.[۳]

در حدیث دیگری از امام موسی کاظم (علیه السلام) می خوانیم که فرمودند: ثلاثه یستظلون بظل عرش الله یوم القیامه، یوم لا ظل الاظله، رجل روج افاه المسلم او اخدمه، او کتم له سداً؛ سه طایفه اند که در روز قیامت در سایه عرش خدا قرار دارند تا روزی که سایه ای جز سایه او نیست: کسی که وسایل تجویز برادر مسلمانش را فراهم سازد، کسی که به هنگام نیاز به خدمت، خدمت کننده ای برای او فراهم کند و کسی که اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد.[۴]

منظور از جمله «وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ» چیست؟

زمانی که سخن از ازدواج مردان و زنان بی همسر به میان می‌آید به طور کلی دستور می دهد برای ازدواج آنان اقدام کنید اما هنگامی که نوبت به بردگان می‌رسد آن را مقید به (صالح بودن) می کند.

نظر مفسران درباره معنی صلاحیت

جمعی از مفسران مانند نویسنده عالیقدر تفسیر المیزان و همچنین تفسیر صافی، صلاحیت در این آیه را به معنی صلاحیت برای ازدواج تفسیر کرده اند، در صورتی که اگر این تفسیر درست باشد این قید در زنان و مردان آزاد نیز لازم است.

بعضی گفتند: منظور از صالح بودن، صالح بودن از نظر اخلاقی و اعتقادی است، چرا که صالحان از اهمیت ویژه‌ای در این امر برخوردارند، ولی باز این سوال باقی است که چرا درغیر مردگان این قید نیامده است؟

احتمال می‌دهیم منظور چیز دیگری باشد و آن اینکه: در شرایط زندگی آن روز بسیاری از بردگان در سطح پایینی از فرهنگ و اخلاق قرار داشتند به طوری که هیچگونه مسئولیتی در زندگی مشترک احساس نمی کردند اگر با این حال اقدام به تزویج آنها می شد همسر خود را به آسانی رها نموده و او را بدبخت می کردند، لذا دستور داده شده است در مورد آنها که صلاحیت اخلاقی دارند اقدام به ازدواج کنید، مفهومش این است که در مورد بقیه نخست کوشش برای صلاحیت اخلاقی ایشان شود تا آماده زندگی‌زناشویی شوند سپس اقدام به ازدواجشان گردد.[۵]

«إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»

کسی که ازدواج را از ترس فقر ترک کند باش گمان بد به خدا برده است. زیرا خداوند متعال می فرماید: اگر آنها فقیر باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می سازد.[۶]

دستور موکد داده شده است که هزینه‌های ازدواج را اعم از مهر و سایر قسمتها سبک و آسان بگیرید، تا مانعی بر سر راه ازدواج مجردان پیدا نشود، از جمله در مورد مهریه سنگین که غالباً سنگ راه ازدواج افراد کم درآمد است.

آیات مورد بحث و روایات متعددی مسلمانان تشویق به همکاری در امر ازدواج مجردان و هرگونه کمک ممکن به این هم شده‌اند مخصوصاً اسلام در مورد فرزندان مسئولیت سنگینی بر دوش پدران افکنده و پدرانی را که در این مسئله حیاتی بی‌تفاوت هستند را شریک جرم انحراف فرزندانشان شمرده است.

چنانچه در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می خوانیم: «مَن اَدرَکَ له وَلَدٌ و عنده ما یزوجه فلم یزوجه، فاحدث فالاثم بینهما؛ کسی که فرزندش به حد رشد رسید و امکانات تزویج او را داشته باشد و اقدام نکند و در نتیجه فرزند مرتکب گناه می شود این گناه بر او نوشته می شود.»

روایات نکوهش تجرد زیستن

همچنین از آن حضرت است که فرمودند: «اشرارکم عذابکم؛ بدترین شما مجردانند.»[۷]
در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خوانیم: «شوم المرئه غلاء مهرها؛ زن بد قدم زنی است که مهرش سنگین باشد.» همچنین از آن حضرت است که فرمودند: «من شومها شده مؤنتها؛ یکی از نشانه های شوم بودن زن آن است که هزینه زندگی (یا هزینه ازدواج سنگین باشد).»[۸]

و از آنجا که بسیاری از مردان و زنان برای فرار از زیر بار این مسئولیت الهی و انسانی متعذر به عذرهایی از جمله نداشتن امکانات مالی می‌شوند. اما این در آیات صریحاٌ گفته شده است که «فقر» نمی‌تواند مانع راه ازدواج گردد، بلکه چه بسا ازدواج سبب غنا و بی نیازی می شود. چون انسان تا مجرد است احساس مسئولیت نمی کند نه ابتکار و نیرو و استعداد خود را به اندازه کافی برای کسب درآمد مشروع بسیج می کند و نه هنگامی که درآمدی پیدا کرد در حفظ و بارور ساختن آن می کوشد به همین دلیل مجرد آن غالباً خانه‌به‌دوش و توحید دستند!

ازدواج و شخصیت اجتماعی

اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یک شخصیت اجتماعی می‌شود خود را شدیداً مسئول حفظ همسر و آبروی خانواده و تامین وسایل زندگی فرزندان آینده می‌بیند، به همین دلیل تمام هوش و ابتکار و استعداد خود را به کار می‌گیرد و در حفظ درآمدهای خود و صرفه جویی، تلاش می کند و در مدت کوتاهی می تواند بر فقر چیره شود.[۹]

بی جهت نیست که در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: «الرزق مع النساء والعیال؛ روزی همراه همسر و فرزند است.»[۱۰]
عن هشام بن سالم عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال: «جاء رجل الی النبّی (صلی الله علیه و آله) و شکی الیه الحاجه فقال: ـتزوج»، فتزوج فوسع علیه؛ مردی خدمت حضرت پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله) رسید و از تهیدستی و نیازمندی شکایت کرد پیامبر اکرم ( الله علیه و آله) فرمودند: ازدواج کن، او هم ازدواج کرد و گشایش در کار او پیدا شد.»[۱۱]

بدون شک امدادهای الهی و نیروهای مرموز معنوی نیز به کمک چنین افرادی می آید که برای انجام وظیفه انسانی و حفظ پاکی خود اقدام به ازدواج می‌کنند هر فرد با ایمان می‌تواند با این وعده الهی دلگرم و مومن باشد.

در حدیثی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده: «من ترک التزویج مخافه العیله فقد ساء ظنه بالله عزوجل»[۱۲].
همچنین در حدیثی دیگر آمده: «قال ابوعبدالله: من ترک التزویج مخافه الفقر أساء الظن باالله عزوجل ان الله عزوجل یقول (إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ)[۱۳]

و از آنجا که یک عذر تقریباً عمومی و بهانه همگانی برای فرار از زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده مسئله فقر و نداشتن امکانات مالی است که قرآن به پاسخ آن پرداخته می فرماید: ازفقر و تنگدستی آنها نگران نباشید و در ازدواج شان بکوشید چرا که (اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می سازد) «إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ».

و خداوند قادر به چنین کاری هست، چرا که خداوند واسع و علیم است) ان الله واسعٌ علیمٌ. قدرتش آنچنان وسیع است که پهنه عالم هستی را فرا می گیرد و علم او چنان گسترده است که از نیات همه کس مخصوصاً آنها که به نیت حفظ عفت و پاکدامنی اقدام به ازدواج می کنند آگاه است و همه را مشمول فضل و کرم خود قرار خواهد داد.

«وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» گاهی با تمام تلاش و کوشش که خود انسان و دیگران می کنند وسیله ازدواج فراهم نمی‌شود و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتی را با محدودیت بگذراند.

مبادا کسانی که در این مرحله قرار دارند گمان کنند که آلودگی جنسی برای آنها مجاز است و ضرورت چنین ایجاب می کند، لذا دستور به پارسایی را هر چند مشکل باشد به آن‌ها داده و می‌گوید (وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّی یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) و آنها که وسیله ازدواج ندارند باید عفت پیشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بی نیاز سازد.

نکند در این مرحله بحرانی و در این دوران آزمایش الهی تن به آلودگی در دهند و خود را معذور بشمرند که هیچ عذری پذیرفته نیست، بلکه باید قدرت ایمان و شخصیت و تقوا را در چنین مرحله ای آزمود.[۱۴]

ازدواج دین را قوت می بخشد

در حدیثی از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الباقی؛ کسی که همسر اختیار کند نیمی از دین خود را محفوظ داشته و باید مراقب نیم دیگر باشد.»

اسلام که هماهنگ با آفرینش گام برمی دارد نیز در این زمینه تعبیرات جالب و موثری دارد،از جمله حدیث معروفی از نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله) است: «تناکحوا و تناسلوا تکثروا فانی اباهن بکم الامم یوم القیامه و لو بالسقط؛ ازدواج کنید تا نسل شما فزونی گیرد که من با فزونی جمعیت شما حتی با فرزندان سقط شده در قیامت بر دیگر امتها مباهات می کنم!»[۱۵]

«وَ الَّذینَ یَبْتَغُونَ الْکِتابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ فَکاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فیهِمْ خَیْراً» از آنجا که اسلام به هر مناسبت که سخن از بردگان به میان آید عنایت و توجه خاصی به آزادی آنها نشان می دهد، از بحث ازدواج، به بحث آزادی بردگان از طریق (مکاتبه) (بستن قرارداد برای کار کردن غلامان و پرداخت مبلغی به اقساط به مالک خود و آزاد شدن) پرداخته می گویند: (بردگانی که از شما تقاضای مکاتبه برای آزادی می کنند با آنها قرارداد ببندید اگر رشد و صلاح در آنها احساس می کنید).

کسب صلاحیت ازدواج، زمینه ساز یک ازدواج مناسب و آرامش بخش است. 

عقد مکاتبه

اسلام برنامه «آزادی ترجیح بردگان» را طرح کرده و به همین دلیل از هر فرصتی برای آزاد ساختن آن استفاده کرده است که یکی از مواد این برنامه مسئله مکاتبه است که به عنوان یک دستور در آیات مورد بحث به آن اشاره شده است.

عقد مکاتبه یک نوع قرارداد است بین عبد و مولا که طبق آن عبد موظف می گردد از طریق کسب آزاد، مالی را تهیه کرده و طی اقساطی که برایش قابل تحمل باشد به مولا بپردازد و آزادی خود را بازیابد و دستور داده شده که مجموعه این اقساط بیش از قیمت عقد نباشد و اگر عبد به عللی از پرداختن اقساط عاجز شدند، باید از بیت المال و سهم الزکات اقساط او پرداخته و آزاد گردد.

حتی بعضی از فقها تصریح کردند که اگر زکاتی به مولا تعلق گیرد خود او باید اقساط بدهی عبد را از باب زکات حساب کند. عقد مکاتبه یک عقد لازم است و هیچ یک از طرفین حق فسخ آن را ندارند. بنابراین با این طرح هم بسیاری از بردگان آزادی خود را باز می یابند و هم توانایی زندگی مستقل را در این مدت که ملزم به کار کردن و پرداخت اقساط هستند پیدا می کنند و هم صاحبان آنها به ضرر و زیان نمی‌افتندو عکس العمل منفی به زیان بردگان نشان نخواهند داد.[۱۶]

  منظور از جمله (علمتم فیهم خیراً) چیست؟

عن ابی عبدالله (علیه السلام): «فی قول الله عزوجل (أن علمتم فیهم خیراً) قال: إن علمتم أن لهم دیناً و مالاً»[۱۷]
منظور از جمله (علمتم فیهم خیراً) این است که رشد و صلاحیت کافی برای عقد این قرارداد و سپس پس توانایی برای انجام آن داشته باشند و بتوانند بعد از پرداختن مال الکتابه (مبلغی را که قرارداد بسته اند) زندگی مستقلی را شروع کنند، اما اگر توانایی بر این امور نداشته باشند و این کار در مجموع به ضرر آنها تمام شود و در نتیجه سربار جامعه شوند باید به وقت دیگری موکول کنند که این صلاحیت و توانایی حاصل گردد سپس برای اینکه بردگان به هنگام ادای این اقساط به زحمت نیفتند دستور می‌دهد که «چیزی از مال خداوند که به شما داده است آنها بدهید» «وآتوهم من مال الله الذی آتاکم».

منظور از این مال چه مالی است که باید به این بردگان داد؟

نظر مفسران در این زمینه

جمع کثیری گفته اند: منظور این است که سهمی از زکات همانگونه که در آیه ۶۰ سوره توبه آمده است به آنها پرداخته شود تا بتوانند دین خود را ادا کنند و آزاد شوند. بعضی گفتند: منظور آن است که صاحب برده قسمتی از اقساط را به او ببخشد، و یا اگر دریافت داشته به او بازگرداند، تا توانایی بیشتر بر نجات خود از اسارت و بردگی پیدا کند.

بعضی گفتند: در آغاز کار بردگان توانایی بر تهیه مال ندارند چیزی به عنوان کمک خرج یا سرمایه مختصر به آنها بدهند تا بتوانند به کسب و کاری مشغول شوند، هم خود را اداره کنند و هم اقساط دین خویش را بپردازند. ممکنه 3  تفسیر فوق با هم منافاتی ندارند و ممکن است مجموعاً در مفهوم آیه جمع باشد، هدف واقعی این است که مسلمانان این گروه مستضعف را تحت پوشش کمک های خود قرار دهند تا هر چه زودتر خلاصی یابند.

و لا تکرهوا فتیاتکم علی البغاء ان اردن تحصناً لتبتغوا عرض الحیاه الدنیا

این قسمت از آیه به یکی از اعمال بسیار زشت بعضی از دنیا پرستان در مورد بردگان اشاره کرده می فرماید: (کنیزان خود را به خاطر تحلیل متن های زودگذر دنیا مجبور به خود فروشی نکنید، اگر آنها می‌خواهند پاک بمانند).

جمله ان اَرَدنَ تَحَصُّناً (اگر آنها می‌خواهند پاک بمانند) مفهومش این نیست که اگر خود آن زن ها به این کار مایل باشند اجبار آنها مانعی ندارد، بلکه این تعبیر از قبیل (منقضی به انتفاء موضوع) است. زیرا عنوان «اکراه» در صورت عدم تمایل صادق است است و گرنه خود فروشی و تشویق به آن به هر حال گناه بزرگی است.

این تعبیر برای این است که اگر صاحبان این کنیزان مختصر غیرتی داشته باشند به غیرت آنها برخورد. مفهوم آیه این است که این کنیزان که ظاهراً در سطح پایین‌تری قرار دارند مایل به این آلودگی نیستند شما که آن همه دعا دارید چرا تن به چنین پستی در می دهید!؟

جمع بندی

اینکه انسانها همواره خود را نیازمند به خالق یکتا بدانند و از او کمک بخواهند که اگر لطف او نباشد آدمی آماده است برای اینکه در پرتگاه هلاکت سقوط کند و اینکه انسان ها از خداوند همیشه بخواهند که خداوند از فضل و رحمت شبح آنها ببخشاید و با آنان حسابرسی کند.
برای داشتن انتخاب همسر، پیش از آنکه خود اقدام کنیم، باید خود را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.

پی نوشت:

[۱] -تفسیر نمونه/ج۱۴/ص۴۵۶ و ۴۵۷.

[۲] -مجمع البیان/ جلد ۴/ ص ۱۷۷ و ۱۷۸.

[۳] -وسایل/ جلد ۱۴/ ص۲۷/ (باب ۱۲ از ابواب مقدمات نکاح).

[۴] -تفسیر نمونه/ ج۱۴/ ص۴۵۸

[۵] -تفسیر نمونه/ ج۱۴/ ص ۴۶۷ و ۴۶۶.

[۶] -وسایل الشیعه/ ج۱۴/ ص۲۴ (باب ۱۰ از ابواب مقدمات نکاح)

[۷] -مجمع البیان/ ج۴/ ص۱۷۸.

[۸] -وسایل الشیعه/ جلد ۱۵/ باب ۵ از ابواب المهور/ ص۱۰.

[۹] -تفسیر نمونه/ ص۴۶۵/ ج۱۴.

[۱۰] -تفسیر نور الثقلین/ جلد ۳/ ص۵۹۵.

[۱۱] -تفسیر نور الثقلین/ جلد ۵/ ص ۱۴۸؛ و اصول کافی/ جلد ۵/ ص ۳۳۰/ ک النکاح/ باب الزواج یزید فی الرزق/ ح۲؛ و وسایل الشیعه/ جلد ۱۴/ ص ۲۵ (باب ۱۱ از ابواب مقدمات نکاح).

[۱۲] -تفسیر نمونه/ ج ۱۴/ ص۴۶۵ و ۴۶۶.

[۱۳] -نور الثقلین/ ج۵/ ص ۴۵۰ و من لا یحضره الفقیه: جلد ۳/ ص ۳۸۵/ ح ۴۳۵۳/ ب ۲؛ و وسایل الشیعه/ ج۱۴/ ص ۲۴ (باب ۱۰ از ابواب مقدمات نکاح)

[۱۴] -تفسیر نمونه ۴۵۸، ۴۵۹.

[۱۵] -سفینه البحار/ جلد ۱/ ص۵۶۱/ ماده زوج/ تفسیر نور الثقلین/ ص۱۴۹/ جلد ۵/ و کافی/ جلد ۵/ ص ۳۲۸/ حرف ۲/ باب کراهه الغروبه/ ک النکاح.

[۱۶] -نمونه/جلد۱۴/ص۴۶۷ و ۴۶۸.

[۱۷] -الکافی/ ج۶/ ص۱۸۸۷.

همچنین ببینید

راه های برخورد با مشکلات در زندگی فردی

راه های برخورد با مشکلات در زندگی فردی

برای عبور ازمشکلات زندگی راه های بسیاری را می شود بیان کرد. ولی مهم آن است کدام یک از راه های حل مشکلات می تواند آسیب کمتری را بر انسان وارد کند. از همین روی در این نوشتار به بیان راه های برخورد با مشکلات در زندگی فردی پرداخته ایم. با ما همراه باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.