با افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ازدواج نکنید! (بخش دوم)

اختلال سلوک در کودکی می تواند زمینه ساز اختلال شخصیت ضداجتماعی در بزرگسالی باشد. 

ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت ضداجتماعی

بر اساس معیارهای بیان شده در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی (DSM-5) می توان چهار دسته ملاک را به عنوان ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت ضداجتماعی برشمرد:

ملاک اول) فرد تقریبا در همه جنبه های زندگی به حقوق دیگران احترام نمی گذارد و آنها را نقض می کند. این رفتار از ۱۵ سالگی شروع شده است و سه مورد (یا بیشتر) از موارد زیر آن را نشان می دهند:

  1. فرد به راحتی مرتکب رفتارهای غیرقانونی می شود و از هنجارهای اجتماعی تبعیت نمی کند. برای تشخیص این موضوع، می تواند تعداد دفعاتی که او توسط مراجع قضائی بازداشت شده است را بنگرید.
  2. رفتارها و سخنان او بسیار فریبنده است. دروغگویی های مکرر، استفاده از نام ها مستعار، کلاهبرداری از دیگران به منظور سودجویی شخصی یا لذت بردن از جمله رفتارهایی است که نشان از فریبکاری ایشان است.
  3. کارهای او مبتنی بر فکر نیست. او بدون فکر و بلافاصله بر اساس امیالی که دارد به ناگاه عمل می کند.
  4. این افراد، زود رنج، تحریک پذیر، مستعد خشونت و پرخاشگر هستند. درگیری های فیزیکی با دیگران موید این صفات است.
  5. کارهای خطرناکی که این افراد انجام می دهند، ایمنی خود یا دیگران را خدشه دار می کند.
  6. بی مسئولیتی تقریبا در همه امور این افراد دیده می شود. این موضوع را تکرار قانون شکنی ها در محل کار یا رعایت نکردن مسئولیت های مالی نشان می دهند.
  7. فقدان پشیمانی، که با بی تفاوتی یا دلیل تراشی برای صدمه، بدرفتاری یا دزدی از دیگری مشخص می شود.

ملاک دوم) فرد بایستی حداقل ۱۸ ساله باشد.

ملاک سوم) شواهدی از شروع اختلال سلوک[۱] قبل از ۱۵ سالگی وجود داشته باشد.

ملاک چهارم) بروز رفتار ضداجتماعی ناشی از اختلالات روانی دیگر همچون اسکیزوفرنیا و دوقطبی نباشد.[۲]

علت های زمینه ساز اختلال شخصیت ضداجتماعی

بر اساس پژوهش های صورت گرفته، عامل ژنتیک و فیزیولوژیک تاثیر بسیاری بر پیدایی این اختلال ایفا می کند. به گونه ای می توان این را بیان کرد که این اختلال از طریق وراثت به دیگر افراد انتقال پیدا می کند. احتمال این انتقال از طریق زنان به دیگر افراد خانواده بیشتر از مردان است.

اما عامل ژنتیک و فیزیولوژیک تنها عاملی نیست که می تواند زمینه ساز اختلال شخصیت ضداجتماعی باشد. بر اساس مطالعات صورت گرفته بر روی فرزندخوانده ها، نشان داده شده است که هر دو دسته عوامل ژنتیکی و محیطی می توانند زمینه ساز پیدایی این بیماری روانی باشد. فرزندخواندگان به والدین زیستی خود که از آنها جدا شده اند، شباهت زیادتری دارند تا والدین ناتنی خود، اما محیط خانواده فرزندپذیرفته شده بر خطر پیدایش یک اختلال شخصی و آسیب شناختی روانی مربوطه تاثیرگذار است.[۳]

تاثیرگذاری محیط بر افراد را می توان از کودکی و نوجوانی افراد مبتلا به شخصیت ضداجتماعی مشاهده کرد. در فرآیند اجتماعی شدن و آمادگی کودکان و نوجوانان برای حضور در اجتماع، والدین این افراد، نقص های ارتباطی ای را در ایشان پدید آورده اند. بسیاری از افراد مبتلا به این اختلال، والدین ضداجتماعی داشته اند که این امر نشان می دهد که یادگیری رفتار ضداجتماعی از والدین و تقلید از آنها، در ابتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی نقش مهمی دارد.

کافی است شما یک فضایی درگیری و پرخاشگری را هر روز مشاهده کنید. نتیجه آن به غیر از الگوگیری چه چیزی می تواند باشد. فرزندان والدین ضداجتماع، در بسیاری از اوقات، رفتارهای پرخاشگرانه و تهاجمی والدین خود را مشاهده می کنند.[۴]

نوع بازی و اسباب بازی کودک، خانواده مملو از خشونت، فقر، کشمکش، طلاق، درگیری روانی و فیزیکی والدین و …همه اینها می تواند زمینه ساز بروز اختلالی در فرد باشد که ما از آن به اختلال شخصیت ضداجتماعی نام می بریم.[۵]

زمان بروز و شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی

همانطور که بیان شد، اختلال سلوک می تواند به گونه هشداری برای بودن این اختلال در دوران جوانی باشد. در کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، ویراست پنجم آمده است که هم زمان با افزایش سن فرد، به ویژه از دهه چهارم زندگی به بعد، مقداری از اعمال خرابکارانه افراد مبتلا به شخصیت ضداجتماعی کاسته شده یا به کلی فروکش می کند.[۶]
برای تشخیص بهتر این نکته را باید توجه کرد که قبل از ۱۸ سالگی، نمی توان اختلال شخصیت ضداجتماعی را تشخیص گذاری نمود.[۷]

درمان اختلال شخصیت ضداجتماعی

همانطور که در مورد دیگر اختلالات شخصیت بیان شد، درمان این اختلالات به سختی صورت می گیرد، به طوری که برخی از عدم امکان درمان این افراد سخن به میان آورده اند. اما یک چیز دیگر نیز باعث می شود درمان این اختلال غیرممکن باشد و آن فریب کاری این افراد است که ممکن است با رفتارهای نمایشی خود درمانگر را نیز بازی و فریب دهند.[۸]

یکی از راه های درمانی این افراد، گروه درمانی است. شاید خودتان حدس زده اید که چرا برای این افراد گروه درمانی می تواند یکی از راه درمانی باشد! در گروهی که افراد دیگری حضور دارند، واکنش هایی (فیدبک) که اعضای شرکت کننده در گروه، به داستان ها و افکار او، می تواند راهی برای اصلاح شناخت و ذهنیت او باشد. بر اساس نظریه های شناختی، این افراد، الگوهای ذهنی-ادراکی ناقص و اشتباهی را برای خود به وجود آورده اند که باعث می شود او نتواند به درستی فکر کند و از رفتارهای تکانشی خود جلوگیری به عمل بیاورد. حضور در گروه های درمانی، و عکس العملی که افراد شرکت کننده به داستان های او می دهند می تواند تا حدودی بر روی شناخت ها و رفتار او تاثیرگذار باشد.

گرچه بهتر آن است که اگر فردی در کودکی، احساس شد که چنین رفتارهایی را از خود نشان می دهد، تحت درمان قرار بگیرد تا زمینه پیدایی این اختلال در دوران جوانی از بین برود.

این اختلال را با دیگر بیماری های جسمی و روانی اشتباه نگیرید

با شناخت درست ملاک های تشخیصی، سعی کنید این اختلال را با دیگر اختلالات شخصیت به خصوص شخصیت نمایشی اشتباه نگیرید.

اختلالات دو قطبی، اسکیزوفرنیا، مصرف مواد ازجمله اختلالاتی هستند که ممکن است با اختلالات شخصیت اشتباه گرفته شود.

یادآوری این نکته ضروری است که اگر فردی یک بار رفتار مجرمانه انجام داد و یا دارای پرونده قضایی بود، شما نمی توانید به راحتی بر او برچسب اختلال شخصیت را بزنید. (یک بار رو قانون نمی بخشه ولی شما ببخشید و به او برچسب شخصیت ضداجتماعی نزنید!!!)

چرا نباید با افراد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ازدواج کرد؟

داشتن خانه آرام بدون درگیری حق مسلم شما از ازدواج است. پرخاشگری، داد و بی داد، خود را حق دانستن، ضرب و شتم اعضای خانواده بخشی از دست آوردهای ازدواج با یک شخص مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی است.

اگر می خواهید جسم و روح تان هر دو از آسیب ها به دور باشند و هر روز برای این انتخاب اشتباه تان خود را لعن و نفرین نکنید، با این افراد ازدواج نکنید.

زبان چرب و عاشقانه شان شما را فریب ندهد.


پی نوشت:[۱] . اختلال سلوک (Conduct disorder) از جمله اختلالات روانی مربوط با کودکان است. افراد مبتلا به اختلال سلوک حقوق دیگران، هنجارها و قوانین اجتماعی را نقض می کنند. رفتارهای بزهکار آنها پرخاشگری با انسان ها و حیوانات (مانند قلدری و اعمال بی رحمی با حیوانات) ، تخریب اموال، فریبکاری یا دزدی و تخلفات جدی از مقررات (نظیر مدرسه گریزی یا فرار کردن از خانه)  را شامل می شود.
متخصصان بالینی، اختلال سلوک با شروع کودکی (قبل از ده سالگی) را از اختلال سلوک با شروع نوجوانی متمایز می کنند. (ریچارد پی.هالجین و سوزان کراس ویتبورن، آسیب شناسی روانی، مترجم: یحیی سیدمحمدی، تهران: نشر روان، سیزدهم، ۱۳۹۴، ج ۲، ص ۱۱۳)[۲] . انجمن روان شناسی آمریکا، پیشین، ص ۶۹۷.[۳] . همان، ص ۷۰۰.[۴] . مهدی گنجی، پیشین، ص ۳۱۹.[۵] . همان.[۶] . انجمن روان شناسی آمریکا، پیشین، ص ۶۹۹.[۷] . همان.[۸] . مهدی گنجی، نویسنده کتاب آسیب شناسی روانی، قائل است روان شناسان با زندانی کردن این افراد برای پیشگیری از اعمال ضداجتماعی کاملا موافق هستند و به نظر می رسد این یکی از راه های درمان خوب و موفق برای این اختلال است.(ص ۳۲۳) اگر درمان هم صورت نگیرد، حداقل از آسیب های اجتماعی این افراد کاسته خواهد شد.            

نویسنده: محمدحسین افشاری

همچنین ببینید

آسیب های فردی و اجتماعی اشتغال زنان (بخش دوم)

آسیب های فردی و اجتماعی اشتغال زنان (بخش دوم)

مشغولیت زنان در کارهای اداری و صنعتی، آسیب هایی را برای جسم و روان ایشان به همراه داشته است. در این نوشتار برآنیم که به برخی از این موارد اشاره کنیم. با ما همراه باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.